تبليغاتX
♥...من و حمید...♥
♥...من و حمید...♥
دوست دارم


میچشم ازشیرینی تک تک اعضای بدنت

به اوج شهوتت میرسانم

و آنگاه ؛

آهنگ نفسهایت

پیچو تاپ خوردنه اندام زیبایت

صدای تپش قلبت

شنیدن اسمم از زبانت

گفتن دوست دارم از ته قلبت

این خواستی ترین خواسته من است :

شنیدن دوست دارم از زبانت

در اوج شهوت!



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1391/02/21 توسط حمید
  



پیرم اگرچه با تو جوانم برای تو 

هر روز هفته دل ‌‌نگرانم برای تو 

شنبه سكوت تلخ، پر از وهم و جستجو  

یكشنبه مثل باد وزانم برای تو  

روز دوشنبه پیرهنم رنگ دیگری‌‌ست  

خاكستری نشسته به جانم برای تو  

روز سه‌‌شنبه عاشقی‌‌ام تازه می‌‌شود  

تا یك دهن ترانه بخوانم برای تو  

روز چهارشنبه جنون، درد، بی‌كسی 

در بی‌بهار خویش خزانم برای تو...  

تا پنجشنبه‌‌‌‌ها كه كنار توام و شعر  

پر می‌‌كشد ز باغ لبانم برای تو 

لم می‌‌دهم كنار تو در عصر جمعه‌‌ای  

یعنی بمان كه با تو بمانم برای تو 

روز و شبم ز خواب و خیال تو پر شده است 

هر روز هفته دل‌‌نگرانم برای تو 




نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/02/15 توسط حمید


دلم ميخواهد شب باشد، من باشم و تو ... 

به خيالم تو خواب باشي ... 

نگاهت كنم، آرام ببوسمت... 

نوازشت كنم... 

و آرام بگويم دوستت دارم ... 

و تمام حرفهاي دلم را كه وقتي نگاهم ميكني

نميتوانم بگويم عاشقانه نجوا كنم... 

و تو در سكوت بشنوي و از عشقم سر كيف شوي ، اما ... 

چشمانت را باز نكني و به خيالم خواب باشي... ! 

من هم به خيالت ندانستم كه بيداري ... !




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1391/02/14 توسط حمید


قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو

میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ،

میروم هر جا که بروی.... 

همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو

نفس کشیده باشم 

نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم

چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت

دنیای عاشقانه من است 

همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ،

می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که

چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من دیوانه توام... 

چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی

نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را 

پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل

تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم 

همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی

که بی تو رفته باشم... 

همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ،

جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو 

همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو.... 

تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد

به این تنی که روحش در وجود تو است 

روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق

روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم... 

همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت

نفس میکشم...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/02/10 توسط حمید
   ...


امشب بالاخره ترکید!

آره تونستم غرورو بشکنم و چشمامو خیس کنم.نه فقط چشمام،همه

صورتمو،یکمی هم کیبورد زیر دستم.

چقد دلم برا طعم شور اشکم تنگ شده.نفسم دیگه اشکم شور نیست چون

شیرینی عشق تو توشه

آخ خدا چقد دلم تنگه.چقد گلوم از این بغض لعنتی دردگرفت

هنوز به این فکر میکنم که چرا چشم چپم زود تر چیکه میکنه.با خودم میگم

حتما به خاطر دلمه چون اونم سمت چپه و این اشک از اونجا اومده 

گرماش و لغزیدنش روی گونه هام برام شیرینه مث وقتی

انگشتاتو رو گونه هام میکشی

ازت ممنونم که دلتنگیت باعث میشه بعضی وقتا بغضمو بشکنم.

نمیدونی چقدر سخته همه غما رو تو دلت نگه داری

 و بخندی. وقتی گریه میکنم برات خیلی دلم آروم میشه

یه وقت ناراحت نشیاا قربونت برم الهی.من برام لازمه بعضی وقتا خالی بشم.

چه دلیل بهتر از تو؟کدوم گریه مث گریه برای عشق به آدم آرامش میده؟

خانومم از تو چه پنهون بعضی وقتا انگار قلبم سنگه.

اصلا گریم نمیگیره فقط بغض میشه بلای جونم.

نفس عاشق اینم که برات حرف 

بزنم.زود بیا برات بشینم از دلم بگم باشه؟

دلم خیلی برات تنگ شده

دیگه چشمام درد گرفته برم لنزامو در بیارم

خیلی دوستت دارم

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

این روزا عادت گلا،مرگو بهونه کردنه

کار چشای آدما،دل رو دیوونه کردنه

این روزا کار رویامون،از پونه خونه ساختنه

نشونه پروانگی ، زندگیارو باختنه

این روزا تنها چاره مون،شاید پرنده مردنه

رو بام پاک آسمون،ستاره رو شمردنه




نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/02/02 توسط حمید



آغــوش تو به غیره من

 بـه روی هیچکی وا نــــکـــن

 منــو از ایـن دلخوشیا

 آرامــــشــم جـدا نـکــــــــن




مــن بــرای بـا تو بودن

 پـره عشق و خواهـــــشـــم

 واســـه بودن کــنــارت

 تو بگو به هر کجا پر میکشم
...



مــنو تــو آغوشت بگیر

 آغــــــوش تـــــو مــــقـدسـه

 بـوســیدنــت برای من

 تـــــولـــــــد یـــــک نــفـسـه




چـشمای مــهربونه تو

 مـــــنــو بــــه آتـیش میکشه

 نــوازش دســـتــای تو

 عــــــادت تــــــرکـــم نمیشه


چـشمای مــهربونه تو

 مـــــنــو بــــه آتـیش میکشه

 نــوازش دســـتــای تو

 عــــــادت تــــــرکـــم نمیشه




فــقط تـو آغوش خودم

 دغـــــدغـــــه هــــاتو جا بذار

 به پای عشق من بمون

 هــیچکس رو جای مــن نیار




مـــهـــر لـباتو رو تن و

 روی لــــب کــــسی نــــــزن

 فقط به من بوســـــه بزن

 بـــه روح و جسم و تــن من
...




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/01/16 توسط حمید



خوب من صبر و قرارم مال تو

یک سبد پروانه مال تو

گریه های سرد من مال خودم

خنده های چون بهارم مال تو

 در میان خرمن دل واپسی 

لحضه های انتظارم مال تو

ای پرستو در دلم چرخی بزن

سایه بان شاخسارم مال تو

نو بهار مهربانی جلوه کن

ابر چشم اشک بارم مال تو

در حساب جاری عمرم دگر

هر چه باشداعتبارم مال تو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/12/24 توسط حمید



اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و تنهایی من

*************
 گر همین است خطایم که تو را دوست دارم 

بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد

*************
 حضورت حادثه ایست در زندگیم که می ستایمش 

ثانیه های با تو بودن قله آرزوی من است

 و من افتخار این صعود را هرگز از خاطر نخواهم برد 

************
 روزی سپری شد به امیدی که شب آید 

شب آمدو دیدم به دلم تاب و تب آمد

ای دوست دعا کم منه دیوانه مبادا

 در حسرت دیداره تو جانم به لب آید...



نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/12/19 توسط حمید


مهربانم

به اندازه اسمانی بی كران و دریایی زلال تو را تقدیس می كنم

و كلام ابی رنگت را بر خانه دلم می نگارم

و تنها واژه محبتم از ان توست

دیگر نسبت به هم بیگانه نیستم

احساسمان،ارزوهایمان و نگاهمان با هم گره می خورد

من تو را در قصه های شیرین عاشقانه ام جا داده ام

اكنون،فصلی سبز را با هم اغاز می كنیم

فصل خوش شكفتن،فصلی پر از احساس ،همدلی و دلدادگی

پنجره های زندگی مان را به روی امید و شادی باز خواهیم كرد

و ترانه خوش اهنگ صمیمیت را با هم خواهیم خواند

گل هایی از مهربانی و خوشبختی در باغچه دلمان خواهیم كاشت

تا بعد از این صداقت مان

صدای زلال خوشبختی ما را به افق های دور دست برساند

من همیشه با قلم محبت بر روی گلبرگ های عشق

با دستانی پر از مهر و چشمانی لبریز از باران

از میان هزاران واژه برای تو

دوستت دارم

را انتخاب می كنم



نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/12/19 توسط حمید

                                             

به عشق تو زنده ام ، با یاد تو نفس می کشم و با خاطراتت جان میگیرم.
به امید رسیدن به تو منتظر می مانم ، یا به تو می رسم و یا باید قید این زندگی را بزنم.
به عشق بودن تو هستم ، تو نباشی یک لحظه هم نمی توانم در این دنیای بی محبت زنده بمانم عزیزم. همه وجودم ، عطر نفسهایم ، هوای زنده بودنم تویی ای عشق من.
به عشق تو نفس می کشم و این لحظه های سرد را با گرمی عشق تو سپری میکنم.
آنقدر در کنار جاده زندگی منتظر می مانم تا تو بیایی و مرا با خود ببری.
از این انتظار هیچگاه خسته نخواهم شد چون من یک عاشقم.
اگر زنده ام به امید رسیدن به تو است ، نا امیدم نکن که این دل من بی طاقت است.
هر جا باشی ، دوستم داشته باشی یا نداشته باشی ، مرا بخواهی یا نخواهی ،
دوستت دارم. بدان و باور داشته باش که من تو را دوست دارم بیشتر از آنچه که دلت باور دارد.
به هوای اینکه تو هستی به عشق بودنت چشمانم می بارند ، فرداها را در کنار تو زیبا
می بینم و خوشبختی من در گرو بودن تو در کنارم است عزیزم.
تو با بودنت در کنارم با محبت و عشقت مرا خوشبخت کن ، تا من نیز جانم را برای
خوشبختی ات فدایت کنم.به هوای بودن تو این زندگی سخت را تحمل میکنم ، تو نباشی من میمیرم.
نیاز این قلب شکسته من تویی و وجود پر مهر تو ، پس بیا به این قلبی که دیوانه وار
عاشق تو است محبت و عشق برسان و کاری نکن که این قلب بی طاقتم مثل کویر
خشک و بی جان شود.کاری نکن که قید این دنیا را بزنم ، تو خودت می دانی زندگی بدون تو را نمیخواهم

زندگی بدون تو را نمیخواهم ، عاشقی جز تو بر من حرام است ، تو قید مرا بزنی من نیز قید این دنیا را میزنم.

در این جاده زندگی تنها یک راه را می بینم و آن نیز به تو رسیدن است ، غیر از آن
مطمئن باش که بی راهه می روم بی راهه ای که همان دره نابودی است...

                                     




نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/11/21 توسط نفس

 

                                               

برایت از احساسم مینویسم، بخوان

برایت از عشق میگویم ،همیشه با من بمان

من که برایت مانده ام ، تو نیز همیشه برایم بمان

من که خیلی بی وفایی دیده ام ، تو دیگر بی وفا نباش

حس کن مرا ، ببین که چه احساس عاشقانه ای به تو دارم

من که جز تو کسی را ندارم ، من که جز تو کسی را دوست ندارم

تو را از جنس خودم میدانم ، بدان که همیشه با تو وفادار میمانم

ارزش تو را بالاتر از عشق میدانم ، من که همیشه از دلتنگی تو گریانم

برایت از احساسم مینویسم ، با احساستر از همیشه بخوان

برایت از عشق سخن میگویم ، عاشقانه تر از گذشته گوش کن

ببین حال مرا ، این قلب مجنون مرا ، ببین که من در روزهای تنهایی اینگونه نبودم ،

آنگاه که تو را دیدم بیمار شدم ، از درد عشق شکسته شدم

حالا دوای این دردهایم تویی ، همدم و همزبان دل تنهایم تویی

بگو از عشق برایم ، میخواهم بشنوم صدای مهربانت را ،

بگو از عشق برایم ، میخواهم آرام کنی دل پر از گناهم را....

این همان نواست ، این همان صدای آشناست.....

همان صدایی که با آن به اوج عشق میرسم................................




نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/11/21 توسط نفس



برای تو می نویسم....


برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... 

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شده...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... 

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود کردی... 

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود کردی... 

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... 

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است... 

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... 

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است... 

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است... 

برای تو عزیز دلم



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/28 توسط حمید
  




وقتی باران بی بهانه می بارد..

وقتی تو در کنارم نیستی..

وقتی حتی جاده ها بوی انتظار میدن..

وقتی غریبانه به تو می اندیشم..

وقتی صادقانه برای دیدنت اشک می ریزم..

در میان دلتنگی هایم فریاد می زنم..

...عــــاشـــقتــم تا ابـــد...





نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/25 توسط حمید



دوباره از عشـــــــق تو می نویسمـــــ 

 تا دوباره با تو متــــــــولد شومـــــ

 هر چند كه تکــــــــرار زنده بودن ســـــــــخت استـــــ

 اما تكـــــــــرار پـــرواز با تو.. 

 شیــــــــرین ترین تكرارهاستــــــ

 اگر ســـــــفر کنمــ

 اگـــــر خطر كنمــ

 اگر بهار شومـــ

 اگر هزار شومـــ

 اگر نگاه كنم،اگر ســـــــــــالــــــــهــــــا در چشمان سیاهت بنگرمــ

 چون تو را دارم دیگر هراسی ندارمــ...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/25 توسط حمید


این عادلانه نیست..

در بازی شطرنجـــ .. 

همیشه نتیجه مشخص است..

مــــنـــ مــاتــــ میشوم..

مــاتــــ چشمانت..

این عادلانه نیست..

چشــمانتــــ را ببند..!

****************************************************

ببین!

اصلا بیا حرف نزن!

حرف که می زنی

سرشار می شود چشم هایی که دارم

از تماشای لب های تو و

 هیچ چیز دیگر به اراده ی من پیش نخواهد رفت...!



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/11 توسط نفس




*میخوامت بی نهایت من *

 دلم پیش تو جامونده * میخوامت بی نهایت

 میخوامت دنیا تا دنیاست
* از اینجا تا قیامت
 
نمیخوام جز تو چیزی من
* تو ای یاقوت و الماسم

 برای قلب غمگینم
* تو هستی عشق و احساسم

 از اون وقتی که رفتی تو
* تو چشمام گریه مهمونه
 
پرم از بوی دلتنگی
* همه دنیا یه زندونه
 
از اون وقتی که رفتی تو
* شده دنیا قفس انگار

 مثل قمریه سرخورده
*شدم از زندگی بیزار

 هنوزعکس قشنگ تو
* تو قاب روی دیواره

 هنوزهم دل پر حسرت
* تو فکر روز دیداره
 
نمیدونی چه دلتنگم
* نمیدونی چه دلگیرم

 تمومه کار دل بی تو
*
نیایی بی تو میمیرم



عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم

 عشق اول، مهربونم، چتر موهات سایه بونم

 عشق اول، نازنینم، دستتو بذار تو دستام

 عشق اول، بهترینم، بوی تو داره نفس هام

 عشق اول، عشق آخر، اگه امشب در کنارم تورو دارم

 تورو دارم؟ پس چرا چشم انتطارم؟

 عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره

 نکنه تنهام بذاری، بشه قلبم پاره پاره

 نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم

 نکنه هرگز ندونی که تورو من میپرستم

 نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو

 نکنه هرگز نخونم، شعر غمگین چشاتو




نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/10/10 توسط نفس



چگونه بی تو سر كنم؟ 

 چگونه شب سحر كنم ؟

بدون تو چه آسمان حرام گشته بر دلم

بدون تو چه آسمان خراب گشته بر سرم

بدون تو یه ماهی بدون تنگ

بدون تو سكوت مرده ای خموش

بدون تو ستاره ای بی فروغ

بدون تو پرنده ای شكسته بال

 بدون تو شبم - شبی كه ندارد سحر 

بدون تو غروب غم گرفته ام

بدون تو یه ابر تكه پاره ام

بدون تو...

نمی كنم بدون تو زندگی

 بدون هیچ معطلی میمیرم...




نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/10/09 توسط نفس


به خاطر روی زیبای تو بود

که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود

 فقط به خاطر تو...




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/08 توسط نفس


آن کس که من ز او میخوانم کجاست؟....

آن کس که من برای او میمیرم کجاست؟

آن کس که من هر شب به خاطر او....

با گریه سر میکنم و میسوزم کجاست؟ 

آن که هرشب بر من مینازید....آن که برای من رویاست

آن که همه دنیا و هستیم....برای رسیدن به عشق اوست

کجاست آن کس که جز عشق....روح و نفسم را با خود برد 

کجاست...؟؟


 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/07 توسط نفس

بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمیشه ، تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز 

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزار سال همین جشن و بگیریم

به خاطر وجودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرنده است

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر از خنده است

تاتو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زنده است

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز میشه کلی قسم خورد

تولدت مبارک پر از ستاره بارون

پر از بادکنک و شوق ، پر از اینه و شمعدون

 الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیا یه عالم عاشق ، بیاد هزار تا مهمون

 

تقدیم به کسی که با تولدش، تولدی دوباره به من داد

سالروز تولدت مبارک . . .

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/07 توسط نفس


بشنو که این دل یک عالمه حرف دارد ....

دلی که خیلی تو را دوست دارد و تنها تو را دارد....

حرفهای عاشقانه برای تو ، گوش کن به درد دلم ....

 تو همانی که دلم میخواست و آرزو داشت تا تو برای او شوی ....

 تو همان رویایی هستی که این دل درونش نهفته بود...

 یک رویای پر از عشق ....

 تویی همان یار باوفا ، یکرنگ و بی ریا ...

بشنو نوای عاشقانه دلم را ....

 گوش کن به آهنگ این دل ....

 آهنگی به سبک صدای دلنشینت و حرفهای عاشقانه ات...

 هر چه این دل از مهربانی های تو بگوید باز هم کم است ....

 بشنو راز این دل را ....

 راز صادقانه ای که درونش عشق و محبت تو است...

 درونش یک دنیا حرفهای ناگفته است ،

 حرفهایی که درد این دل عاشق من است!

 بشنو درد این دل را که به عشق تو زنده است....

 دلی که با تو همان عاشقترین عالم است ....

 احساس آرامش میکنم وقتی تو به حرفهای این دل عاشقم گوش میکنی ....

 میدانی که اینها همه حقیقت این دل عاشق است....

 بشنو که این دل میخواهد زیباترین کلام درونی اش را به تو بگوید ....

 اینبار با فریاد درونی اش ،

 با تمام وجودش میگوید که خیلی تو را دوست دارد....

 گوش کن به نوای شیرین دوستت دارم نوای عاشقانه ای که از اعماق دلم می آید ....

 دلم را در آغوشت بگیر و با تمام وجود گرمای آن را حس کن....

 گرمایی که از کلام مقدس عشق سرچشمه میگیرد !

 این دل ، همین دلی که اینک در آغوش مهربان تو است میخواهد تا

ابد برای تو یکرنگ و عاشق بماند .....

 پس آن را برای همیشه نزد خود نگه دار ،

 ای تو که لایق این قلب عاشق من هستی!

 مواظب قلب عاشقم باش که نشکند،

 نه به این خاطر که قلب من است ،

 تنها به این خاطر که تو در قلبمی !




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/08/18 توسط حمید

همسر خوبم حمید ،‏ قلبی  نا امید و خسته داشتم ،‏


از آن قلب ، تنها یک ویرانه بر جای مانده بود


انتظار ورود هیچ کسی را به این قلب ویرانه و خراب را نداشتم


امیدی به عاشق شدن این قلب نداشتم


آن ویرانه سرخ نه همدمی داشت و نه همدلی


نه هم صدائی داشت و نه هم زبانی


تو آمدی و افتخار دادی که به قلب سوخته من بیایی


آمدی و افتخار دادی که قلب مهربانت را به قلب سوخته من هدیه کنی


آمدی و با مهر و محبت خودت مرا دگرگون کردی


قلبم را تبدیل به باغ آرزوها کردی،


با آن محبت و عشق خودت مرا مجذوب و عاشق خودت کردی


با آمدنت تمامی امیدها و آرزوهایم زنده شدند،‏


و دوباره آهنگ دلنشین عشق در قلبم نواخته شد


و قناری پر شکسته دلم دوباره در آسمان آبی قلبم به پرواز در آمد


عزیزم اینک که مرا از آن سیلاب غم و ناامیدی نجاتم دادی


بیشتر از هرکسی و بیشتر از هر عزیزی دوستت دارم


بیشتز از کلام مقدس دوست داشتن و بیشتر از هر آرزوئی دوستت دارم


تا آخرین لحظه نفس کشیدنم دوستت دارم و به تو وفادار خواهم ماند و قدر ترا خواهم دانست


به تو که تنها امید منی و به تو که دوباره امیدهایم را زنده کردی افتخار می کنم


و با صداقت ،‏یکدلی و یکرنگی می گویم که خیلی دوستت دارم ،‏آری اینبار خیلی بیشتر از


همیشه دوستت دارم حمیدم همسرخوبم


دوستت دارم برای تو کم است ،‏ خیلی خیلی ترا دوست میدارم


با آمدنت رویاهایی را که حتی تصورش هم توی خواب برایم غیر ممکن بود و دشوار برایم


به حقیقت تبدیل شدند و منی که در جاده های خسته و خالی هیچ امیدی برای رسیدن


به پایان جاده را نداشتم ،‏ به مقصدم که همان قلب پاک و عاشق و مهربان تو بود رسیدم


خیلی دوستت دارم همسر مهربانم حمید عزیزم


عزیز ترینم برای تو می نویسم


برای تو که یه مرد واقعی هستی


برای تو که ذات و روح من را خوب شناختی و درکم کردی


برای تو که مرا به دنیا و زندگی خودت متعلق میدانی


پس همیشگی ترینم همسر خوبم حمید دوستت دارم





نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/08/12 توسط نفس




یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟

 مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم

 یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟

 به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟

 یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟

 کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم

 یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟

 چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه

 یعنی میشه که دستامون با هم مثل یه رشته شه؟

 هر کی برای اون یکی درست مثل فرشته شه

 یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟

 یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم

 یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟

 دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت

 یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟

 درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت

 یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟

 تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟

 یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟

 میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه

 یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟

 یه چیزی بشکنه فقط ، اونم طلسم ما باشه ...


 يعني ميشه ؟؟؟




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/07/26 توسط نفس
   My love


 

مینویسم... عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
 

دوستت  دارم  چون  دوستت دارم…

 

              




نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/09 توسط نفس

                                                                                                 

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ...

زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود...

زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ...

زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ...

زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ...

زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ...

زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ...

زیباترین اعترافم . . . . 

عشق تو بود . . .

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/09 توسط نفس




برای چشمان مهربانت می نویسم، محبت و عشق را در چشمان تو آغاز کردم

چشمانم را در نگاه مهربانت غرق می کنم و لبانم ذکر عشق را می سراید

الفبای عشق من با تو آغاز شد و بر لوح قلبم واژه ی دوستت دارم حک گردید

تنها برای قلب پر مهر تو می نویسم

که اولین مهر دوست داشتن بی انتهای زندگی ام هستی

می خواهم اینبار برای تو بنویسم، فارغ از دلتنگیها و تنهاییها

با کلماتی مملو از عشق و احساس می خواهم برایت بگویم

که همسفر جاده ی بی انتهای تنهایی تو خواهم بود

به چشمانم نگاه کن و شوق همسفر بودن را

با کوله باری از دوست داشتن و امید را در آن دریاب

ای مهربانترین مهربانان، با تو هستم، با تو که مرا آغاز کردی

مرا از پرتگاه، از تاریکی، از مرگ، از ناامیدی

به سوی نور دعوت کردی، دوستت دارم




نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/02 توسط حمید

 

                                                               

با من بمان ای همصدا ، تا آخره اسم سفر
از جاده های پر خطر ، این خسته را با خود ببر
با من بخوان ای همنوا ، شعر سپید عاشقی
این واژه را با هر زبان ، تنها توئی که لایقی
من صد بیابان عاشقم ، دریای عشقم را ببین
از آسمان دل من ، گلهای حسرت را بچین 
در کوچه های عاشقی ، من عابری دلخسته ام 
 من گذشتم با دلم ، چون بر دلت دل بسته ام 
در فصل سرد عاشقی ، من گرم پندار توام 
در وصف عشقت مانده ام ، حالا پی شعری نوام
در شهر بی سامان شب، با یاد تو من شاعرم 
از قصه های شهر شب ، تنها تویی در خاطرم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/06/30 توسط نفس

                             

 لحظه ها پر شده از دوست داشتن تو

واسه من قشنگ عشق و خواستن تو

میشه باتو همنفس ستاره باشم

با تو همسفر تا مرز قصه ها شم

بی تو این گلایه ها چه بی شماره

شب و روز برای من فرقی نداره

زندگی رو با تو و عشق تو می خوام

تو نباشی بی تو من همیشه تنهام

 

  اگه برای همه دنیا یک نفری برای من همه دنیایی




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/06/30 توسط نفس




ای تو که منو عاشق خودت کردی ، نمی دونی که چقدر دوستت دارم ، نمی دونی که با تو چه آرزوهایی تو دلم دارم.

اگه از عشق می نویسم ، به عشق توئه و با وجود تو عشق برای من مقدس و پاکه

بعد تو دیگه طلب عشق از خدای خودم نمیکنم

تو همون معنای واقعی یک عشق پاک هستی،تو همون چشمه محبتی که تو قلب من می جوشی

و به قلبم نیروی عشق میدی.

با تو مجنون تر از مجنونم ، بی تو باور کن که می میرم.

ای تو به بلندی کوه ها،به درخشندگی ستاره ها،به گرمی خورشید ، به وسعت دشت عشق دوستت دارم.

ای تو هم نفس من ، طلوع زندگیم ، تک ستاره آسمون تاریک قلبم دوستت دارم.

ای تو که منو  اسیر اون قلب مهربونت کردی، منو تو این دنیای عاشقی در به در کردی ، باور کن که بی تو میمیرم.

منو تنها نذار،تا ابد با من بمون،نذار که اشکهام از این چشمهای بی گناهم بریزن

 نذار دوباره این قلبی که تو رو دیوونه وار دوس داره بشکنه

 نذار دوباره مثل یه دیوونه تنها تو این دنیای بی محبت در به در بشم با من بمون ای مظهر زیبایی ها و

ای همسفر جاده زندگیم.

 ای تو که منو تو  قلب مهربونت اسیر کردی،به من محبت و عشق برسون و بدون که من فقط به عشق تو زنده ام

 اونوقت که پا به این قلب تنهام گذاشتی ، زندگیم رنگ سبز بهار رو به خودش گرفت و اون شبهای بی ستاره م با اومدن

  تو ستاره بارون شد و دروازه شهر سوخته قلبم گلبارون شد.

 اون وقت که تو با حضورت خوشبختی رو تو زندگیم تضمین کردی باغ سوخته قلبم تبدیل به فصل بهار دلها شد

 عزیزم خیلی دوستت دارم

 نفسم عشق قشنگم بیشتر از اونی که تصور می کنی دوستت دارم

 اونقدر صبر میکنم تا با هم  کنار هم زیباترین و عاشقانه ترین زندگی رو داشته باشیم

 اونقدر که هر شب توی آغوش گرمت آروم بگیرم و برات نغمه عشق سر بدم

 اینا حرفای دل یه عاشقه.یه عاشق دیوونه.یه دیوونه که دیوونه وار عاشقته

یه عاشق که عشق تو اینجور دیوونش کرده

توی این دنیا هیچ صدایی برای من بهتر از آوای خوش کلام تو نیست

هیچ صدایی مثل صدای خنده های قشنگت منو خوشحال نمیکنه

هیچ صدایی مثل شنیدن صدای نفس هات ارومم نمیکنه

نفس هایی که مال نفس منه

نفسم خیلی دوست دارم...




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/06/20 توسط حمید




امشب می خواهم به تو فکر کنم

                                                                                          تنها به تو....

امشب می خواهم گریه کنم بخندم

                                                                                          تنها برای تو....

امشب می خواهم به یاد تو بخوابم

                                                                                         تنها به یاد تو....

امشب می خواهم قبل از خواب برای تو دعا کنم

                                                                                        تنها برای تو...

امشب می خواهم خواب تو را ببینم

                                                                                       تنها خواب تو....

امشب باز هم می خواهم مثل

 تمام شب های گذشته این کارها را تکرار کنم

                                                                                      تنها به عشق تو.....




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/06/20 توسط حمید
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

رویـــــاے خیـــسـ - مهفـــا جيگملے


رویـــــاے خیـــسـ - مهفـــا جيگملے

عکس